تبلیغات
.....

شب یلدا بود!!

ذبح عظیم

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:جمعه 18 مهر 1393-09:19 ق.ظ

ابراهیم گفت:فرزندم, در عالم خواب دیدم که تو را قربانی میکنم
جواب داد: پدر, هرچه ماموری انجام ده
پس چون هردو تسلیم گشتند, خطاب کردیم که ای ابراهیم, ماموریتت را انجام دادی 


                                       پس:    

                   " "    وفدیناه بذبح عظیم   "  "
                  بر او ذبح عظیمی فدا ساختیم
                               "   ۱۰۷صافات "




ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این پست به خودم مربوطه

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:سه شنبه 14 آبان 1392-10:29 ب.ظ













داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من، واقعا!؟

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:سه شنبه 7 آبان 1392-10:17 ب.ظ


هم اتاقیای جدیدم برام کشیدنش و گذاشتنش تو وسایلم
" سجاد جان، منطق خوبه ، احساسم داشته باش!!"
ولی از نظر خودم خ خ احساس تو زندگیمه! آخ که چقد شناخت درون سخته




نوع مطلب : جالب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرباز

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:سه شنبه 9 مهر 1392-03:04 ب.ظ

ما مدعیان خوابیم در عرصه بیداری                    امّا همه می گوییم آن یار نمی آید

در خواب وخور و غفلت ، پیوسته گرفتاریم                چون جمعه شود گوییم دلدار نمی آید

میدان عمل خالیست ،او در پی سرباز است             چون ما همه سرداریم ، سردار نمی آید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حکمت

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:یکشنبه 8 بهمن 1391-02:27 ق.ظ


چه جالبه که همیشه سخت ترین روزای زندگی به یاد ماندنی ترین روزهاست
خیلی روزهای سختی بود
روزهایی که صبح میرفتیم کتابخونه گلستان و تا شب یه تک درس می خوندیم که یه رتبه ی خوبی بیاریم
برای پیش دانشگاهی ، دبیرستانو بیخیال شدمو رفتم آموزشگاه تا آزادیه عمل بیشتری داشته باشم و خودم برای خودم برنامه ریزی کنم و هر جور دوست دارم درس بخونم
وقتش رسید، خیلی آماده و با اعتماد به نفسی بالا رفتم سر جلسه...
و بهترین اتفاقی که میتونست برام افتاد...، برگه ی سوالام سفید بود!!
حالا تا مراقبه بیاد و این برگرو تعویض کنه من پیر شدم، استرس گرفتم، حالم بد شد، برگرو گرفتم ولی دیگه فشاری برام نمونده بود...
رفتم یه آبی بزنم به سرو صورتمو یه چرخی بزنم که حالم بیاد سرجاش، حالم برنگشت و زمانمم رفت!
هنوزم که فکرشو میکنم می بینم بدترین و سخت ترین لحظات زندگیم وقتی بود که همه ی اطرافیانم با سرعت به سوالای کنکور جواب میدادن و من محکوم به تماشای اونا و شمردن ثانیه های ساعت دیواری اتاق امتحان بودم!
و رتبم شد 9 هزارو خورده ای !!
خیلی باورش سخت بود، سال اول بی انگیزه که جایی هستم که بهش تعلق ندارم با اساتید سطح پایین و بعضا کم شعور ،معدلم پایین بود اما الان سال دومم و فکر می کنم حکمت ماجرا رو فهمیدم و می خوام دوباره تلاش کنم با این تفاوت که درک کردم در برابر تمام مشکلات پیش رو استوار باشم چرا که سر رشته ی همشون دست کسیه که حکمتش بر همه چیز احاطه داره
از این به بعد میدونم که تو تک تک لحظاتم حکمتش جاریه...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

2 رو!!

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:جمعه 6 بهمن 1391-09:25 ب.ظ

چقدر سخته!
برای اولین بار این حسسو تجربه کردم
تا حالا فکر کردید اگر قصد سپردن کاری به کسی داشته باشیم یا قرار باشه که اون شخص نقش مهمی تو زندگیمون بازی کنه به عجیب ترین و جدی ترین روش ها شخصیتشو بررسی می کنیم ولی اگه بخوایم قضاوت کنیم خیلی راحت.......
در اجتماعی زندگی میکنم که همه عادت داریم نسبت به هم قضاوت کنیم، آره شاید منم خیلی این کارو کرده باشم چون تاثیر پذیرم
برای اینکه این میونمون شده عادت پس برای فرار از قضاوت های دیگران باید نظرشونو کم اهمیت بدونیم و توجهی نکنیم، اما میشه...!!؟؟
میشه که نظر همه رو بی اهمیت بدونیم؟ پس چجوری تغییر کنیم؟ کی پیشرفت کنیم؟
مث همه درباره ی منم قضاوت زیاده ولی بعضی قضاوتا برام مهمه، قضاوت دوستام، کسایی که بهشون اعتماد دارم و نظرشون برام مهمه، کسایی که فکر می کنم منو میشناسن و اگه دربارم قضاوت کنن برام خوشاینده چون باعث پیشرفتمه و شناخت خودم، چون از نظر دیگران دوری می کنم پس نظر اینا اهمیتی چند چندان پیدا می کنه
و اینجوریه که یه چیزیو فهمیدم...، یکی از اونایی که براش ارزش قائلم منو متوجه ی یک صفت کرد، ناراحتم نکرد ولی باورش برام سخته
چون تو زندگیم، از خیلی قبل تر از این ماجرا هیچوقت از صفتی به این اندازه دوری نکردم و نفرت نداشتم
2 رو...!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیامبر رحمت

نویسنده :Sajjad_Swf
تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1391-11:01 ق.ظ

بعد از مدت ها می خوام دوباره پست بذارم رو سایت
می خوام تو این پست برای حمایت از جنبش پیامبر رحمت که در مقابل توهینات به شخص نبی به وجود اومده سایت
http://www.jonbeshnet.ir/payambarrahmat
بهتون معرفی کنم و یکم هم از حضرت رسول تو این پست بنویسم



قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - یا علی ! و اعلم ان اعجب الناس ایمانا و اعظمهم یقینا قوم یکونون فی آخر الزمان ، لم یلحقوا النبی فحجبت عنهم الحجة فامنوا علی سواد علی بیاض .
رسول خدا - که سلام خدا بر او و خاندان پاکش باد - فرمودند : ای علی ! بدان که عجیب ترین مردم و از نظر ایمانی و عظیم ترین ایشان در یقین ( به خداوند و نشانه های او ) گروهی در آخر الزمان هستند که پیامبر را ندیده اند و حجت خدا نیز از ایشان غایب شده است ، اما آنان هم چنان به سیاهی بر روی سپیدی ایمان دارند .
( یعنی ایمانشان به واسطه ی نوشته های سیاه بر کاغذ های سفیدی است که از پیشینیانشان به یادگار دارند (قرآن و شایدم احادیث) . )
پس محکم تر از پیش بر ایمانتان استوار باشید...

مطلب جالبی پیدا نکردم پس خودم می نویسم که خودمونی تر باشه هم قابل فکر نمی خوام شخصیت پیامبر و توصیف کنم چون هیچکس از ما شکی در عظمتش نداره فقط .... :
خب هممون میدونیم که بعد از سلسه ای از انبیا و رسولان که میان 5 پیامبر بزرگ قرار داشتند نوبت میرسه به رسول ما که آخریشون باشه
ادیان قبلی و حتی ادیان بزرگ موسوی و عیسوی برای برهه ای از زمان کفایت می کردند و قرار نبود که راه و رسم زندگی رو برای همیشه به تمام نسل ها با تحولات اجتماعی ، اقتصادی و.... نشون بدن پس نیازی به جامع و یا حتی حنیف بودنشان نبود (اصطلاح حنیف به ادیان معتدل اطلاق میشه ((و جعلنا امتا وسطا)) ) اما در مورد پیامبر همه چی فرق می کنه چرا که قراره از هر حرکت کوچک این شخص نسل ها الگو برداری بشه پس باید در نظر گرفت که چه وظیفه ی خطیر و چه شخصیت عظیمی باید داشته باشه ، حالا با کوبیدن چنین شخصی چی بدست میاد؟؟   خب یقینان اندیشه ای که برای انسان ها تا ابدیت اومده هر راه و رسم و شیوه و مسلکی رو بر نمی تابه و مقابل خیلی از تفکرات و روابط اقتصادی ،سیاسی و... قرار می گیره پس برای صاحبان اندیشه های سکولاریسم-مارکسیزم-فئودالیسم-کاپیتالیسم-ماتریالیسم و هزاران ایسم دیگه بهترین گزینه مقابله با چنین اندیشه ای است چرا که در اسلام مبانی مثل عدل و جهاد قابل انعطاف نیستند و هیچگونه اندیشه های دنیاگرایانه رو تایید نکرده و در مقابلشون قرار می گیره پس بهترین حرکت برای صاحبان این اندیشه ها نابودی رسول اندیشه ی مقابل است ، از همینجا هستش که اغلب اندیشه ها و مکتب های دست ساخت بشر مقابل اندیشه های الهی قرار می گیرند و عزم نابودی این نوع اندیشه ها را دارند چرا که اندیشه های الهی را برتر از خود دیده ، احساس خطر کرده و در مقابلشان صف آرایی می کنند و متحد می شوند که دقیقا همینجاست که حضرت علی رو به پیروانش شکایت می کند که این کفار بر کفرشان از شما بر دینتان مصمم ترند... !! چرا که کفار خودشون و اندیششون را حقیرتر می دیدند پس برای کسب منافع ،تلاش به بزرگ نمایی خود و کوبش زیر ساخت های اندیشه های مخالف میزدند وضعیتی شبیه به حال...
(ادامه دارد)
 



نوع مطلب : مسائل روز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :19
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo